موضوعات فعالموضوعات فعال  نمایش لیست اعضاءلیست کاربران  جستجوی تالارجستجو  راهنماییراهنمایی
  ثبت نامثبت نام  وارد شویدوارد شوید
ژنتيک
 انجمن زيست شناسان ايران - آموزش زیست شناسی : موضوعات تخصصی : ژنتيک
آیكون پیغام موضوع: انسان تنها 25 هزارژن! اما چگونه؟ پاسخ به گفتگو شروع یک گفتگوی جدید
نویسنده پیغام
Fooladi
Admin Group
Admin Group

مدير سايت

عضویت : 6 بهمن 1381
محل اقامت: لرستان
وضعیت حضور: غایب
پیغامها: 342
نقل قول Fooladi پاسخbullet موضوع: انسان تنها 25 هزارژن! اما چگونه؟
    فرستاده شده : 18 مرداد 1383 ساعت 2:31 ب.ظ
046326.jpg
بازخوانى كتاب حيات انسان
مت ريدلى-ترجمه على ملائكه :هر چه بيشتر در مورد ژنوم انسان در مى يابيم، اطلاعاتمان باعث سرافكندگى بيشترمان مى شود. معلوم شده است كه ژنوم انسانى بيش از حد عادى است. ده ها سال است كه مى دانسته ايم انسان ها يك كروموزوم كمتر از شمپانزه ها دارند، امرى كه بايد به اندازه كافى هشداردهنده شمرده مى شد. سال ها است كه دريافته ايم DNA در ملخ ها به ازاى هر سلول ۳ بار بيشتر، در ميگوهاى آب هاى عميق به ازاى هر سلول ۱۰ بار بيشتر و در سمندرها به ميزان حيرت آور به ازاى هر سلول ۴۰ بار بيشتر، نسبت به هر سلول انسانى DNA وجود دارد. اما تا همين چند سال قبل خودمان را گول مى زديم كه با اين وجود ثابت خواهد شد كه انسان ها نسبت به ساير مخلوقات ژن هاى بيشترى دارند كه به طريقه اى پيچيده تر آرايش يافته اند.

چه چيز ديگرى مى تواند وجود مغز بى نظير ما را توضيح دهد؟

ما انسان ها داراى ۲۵ هزار ژن (يا ۲۵ هزار دستورالعمل براى ساخت مولكول هاى پروتئينى) هستيم كه به همان تعداد ژن هاى يك موش، تنها ۶ هزار ژن بيشتر از يك كرم نماتود ذره بينى و ۱۵ هزار ژن كمتر از ژن هاى گياه برنج است. هر چقدر هم كه مغز ما پيچيده باشد، اين وضع در ژن هاى ما بازتاب نمى يابد. اين وضع برخى را به سوى اين نظريه سوق داده است كه ما درباره نقش ژن ها در شكل دادن به مغزمان اغراق كرده ايم.

در واقع اين پديده به ما يادآور مى شود كه دستورالعمل پخت يك غذا چيزى بيش از فهرست مواد و اجزاى مورد نياز است، اينكه اين مواد چگونه پخته شوند هم تعيين كننده است _ و دستورالعمل هايى براى ساختن يك انسان نيز در ژنوم پنهان است _ اما در مابين خود ژن ها. همزمان با رمزگشايى از متن ژن انسان، ژنوم حيوانات ديگر نيز يكى پس از ديگرى در حال شناسايى شدن هستند.

شناسايى ژنوم موش خانگى، موش صحرايى و شمپانزه در جريان است. ژنوم مگس، كرم خاكى و دو نوع ماهى مدتى است رمزگشايى شده اند. كار شناسايى ژنوم مرغ در حال پايان گرفتن است و كانگورو و سگ هم در رديف هاى بعدى قرار دارند. ژنوم هر يك از اين جانوران كتابى بسيار طولانى و در عين حال ملال آور متشكل از الفبايى ۴ حرفى و بدون نقطه گذارى است، كتابى كه در برابر هر ۹۵ بخش بى معنى تنها ۲ بخش معنى دار دارد. كتابى كه مسلماً به عنوان كتاب بالينى مورد مناسبى نيست.

اما مقايسه ژنوم هاى موجودات مختلف آغاز دستيابى به بصيرت هايى مسحور كننده است. براى مثال تفاوتى چشمگير بين حيوانات و گياهان وجود دارد؛ گياهان به داشتن ژن هاى بيشتر گرايش دارند. به نظر مى رسد دو قلمرو گياهان و جانوران در طول تكامل دو رويكرد، به طور بنيادى متفاوتى براى ابداع اختيار كرده اند. هنگامى كه گياهان نياز به صفتى جديد پيدا مى كنند (يا به عبارت صحيح تر، هنگامى كه انتخاب طبيعى به گياهى كه اتفاقاً صفتى جديد را كسب كرده است امتياز مى دهد) اين امر با مضاعف شدن (duplication) و واگرايى (divergence) ژن ها رخ مى دهد: به اين معنا كه يك نسخه مضاعف شده ژنى قديمى به ژنى جديد تحول مى يابد.

نظر زيست شناسان نيز در مورد چگونگى رخداد تكامل نيز همين است. اما به نظر مى رسد كه جانوران به طريقى متفاوت عمل مى كنند. آنها يك سوييچ جديد، يا يك توالى تشديد كننده (promoter seqnence) جلوى ژن قديمى اضافه مى كنند، كه بدن را قادر مى كند آن ژن را به مكان متفاوت يا زمان متفاوتى جابه جا كند: در نتيجه همان ژن مى تواند عملى اضافى را انجام دهد. اين سوييچ هم از متن DNA تشكيل مى شود.

شناسايى اين وضعيت به يكى از تحقيركننده ترين اكتشافات مربوط به خوانش ژنوم انسان منجر شد. انسان ها نه تنها از تعداد مشابهى ژن ها مثلاً با موش برخوردارند، بلكه از هر جنبه اى ژن هايشان با ژن هاى موش مشابه است، اما به علت اينكه بسيارى از اين ژن ها، سوييچ هايى اندكى متفاوت دارند، اين ژن ها مى توانند بدن هاى بسيار متفاوت انسان يا موش را ايجاد كنند.

اتفاقاً اين امر بسيار شبيه به طرز عمل نويسندگان است. نويسندگان از مجموعه مشابهى از واژگان با ترتيب هاى متفاوتى براى به جود آوردن كتاب هاى متفاوت استفاده مى كنند، حتى شماره كلمات هم مشابه هستند. براى مثال شكسپير از ۳۱۵۳۴ كلمه متفاوت استفاده مى كرد، گرچه از اين تعداد، ۱۴۳۷۶ كلمه تنها يك بار در آثار او ظاهر شده اند. با حذف اسامى خاص و صورت هاى صرفى مختلف (مثلاً «مى داند» و «مى دانند»)، ۴۶۸۶ كلمه باقى مى ماند كه چه در نمايشنامه اى مانند «هملت» و چه در نمايشنامه اى مانند «اتللو» مورد استفاده بوده اند.

رايج ترين ۱۰ كلمه در نمايشنامه هملت كلمات The، and، to، if، I، you، my، a، in و it هستند. به طرز مشابهى مورد استفاده ترين كلمات در نمايشنامه اتللو كلمات I، and، the، to، you، of، my، a، that و in هستند. ژنوم نيز مانند يك نمايشنامه شكسپير از چندهزار بخش قابل تبادل تشكيل شده است، رايج ترين ۱۰ ژن بروز يافته در بدن هاى ما نيز احتمالاً همان ۱۰ ژن شايع بروز يافته در بدن شمپانزه است و بسيارى از اين ژن ها در بدن يك ماهى معمولى هم بروز يافته اند.

مى توان نتيجه گرفت كه احتمالاً به زودى شناخت مجموعه پايه اى ژن هاى مورد استفاده در همه پستانداران، درست مانند تعيين كردن واژگان رايج نمايشنامه هاى شكسپير امكان پذير باشد.

سپس وظيفه شاق كار كردن بر روى تفاوت هاى جزيى در مكان، زمان و ميزان بروز (expression) اين ژن ها باعث متفاوت شدن گونه هاى جانورى از يكديگر مى شوند، آغاز مى شود.

براى مثال: وجود يك عبارت ۴۰۰ حرفى از متنى تكرارى در ناحيه تشديدكننده يا پروموتور ژن گيرنده هورمون وازوپرسين در موش علفزار باعث تك همسرى در اين جونده مِى شود. اين عبارت نوكلئوتيدى محل بروز اين ژن را در مغز جونده به نحوى تغيير مى دهد كه فعال شدن بخشى از مغز به نام پاليدوم قدامى (ventral pallidum) را باعث مى شود. اين بخش مغز كه حاوى سلول هاى عصبى مولد دوپامين است مسئول ايجاد رفتار معتادانه است. بنابراين موش علفزار به دنبال جفت گيرى با زوجش «از لحاظ اجتماعى به او معتاد مى شود.» يا به عبارت ديگر عاشق او مى شود. در موش هاى علفزار فاقد اين عبارت ۴۰۰ حرفى در ژنوم چنين اتفاقى رخ نمى دهد.

انسان ها نيز داراى عبارت نوكلئوتيدى تكرارى متناظرى در همان ناحيه ژنوم هستند، هر چند در ازاى اين بخش در انسان ها كوتاه تر از موش علفزار است. در زمان نگارش اين مقاله، ناحيه متناظر در ژنوم شمپانزه رمزگشايى نشده است، اما پيش بينى من اين است كه اين بخش از بخش متناظر در انسان كوتاه تر است، چرا كه انسان ها معمولاً روابط همسرى درازمدت ايجاد مى كنند، در حالى كه شمپانزه ها فاقد چنين روابطى هستند.

اين مثال را ۱۰ هزار يا ۲۰ هزار برابر كنيد و آن گاه در خواهيد يافت كه چگونه طبيعت انسان از طبيعت شمپانزه يا موش علفزار متفاوت شده است.

اشتباه نكنيد تكميل اين كار تنها از لحاظ نظرى امكان پذير است، اما عملاً اين كار وظيفه اى پايان ناپذير است، زيرا هنگامى كه نسخه «انسانى» را شناسايى كرديد، مجبور خواهيد بود كه تعيين كنيد چگونه دو انسان با يكديگر متفاوت شده اند. هر يك از اين تفاوت ها باعث مى شود كه شما مجبور شويد اثر اين ۲۵ هزار ژن ديگر در زمينه اى جديد و اثر اين تغييرات را دوباره محاسبه كنيد و همين طور تا بى نهايت. مطابق معمول علم رازها را پايان نمى بخشد بلكه رازهاى جديدى در برابر ما قرار مى دهد.

Prospect Magazine, Jul.2004

پى نوشت:

* مت ريدلى نويسنده كتاب «طبيعت از طريق تربيت»

(Nature via Nurture)انتشارات Harper perennial است.

کمک به سایت:
حساب ملت کارت
6104332105855935
و حساب سیبا
0105393716001
کیانوش فولادی
IP IP ثبت شد
amiry
مدير تالار
مدير تالار


عضویت : 11 بهمن 1383
محل اقامت: آذربايجان شرقى
وضعیت حضور: غایب
پیغامها: 34
نقل قول amiry پاسخbullet فرستاده شده : 11 بهمن 1383 ساعت 7:48 ب.ظ
1 - اینکه آدمی به لحاظ فیلوژنتیک در شاخه اخیر قرار گرفته و دارای کارائی های ساختاری و رفتاری قابل توجه تر است ، جای شک و شبهه ندارد .
2 - اینکه اصل تکامل گونه ها صرفاً ديگرشدن را توجیه نمی کند ، بلکه ارتقاء بالقوه و بالفعل در روند کامل تر شدن را نیز موجب می گردد نیز جای بحث ندارد .
3 - اینکه حجم ماده وراثتی و تکاثرتوالی های جفت نوکلئوتیدی در ژنوم ، فی النفسه هیچ واقعیتی را تعریف نمی کند و ژنوم وسیع تر الزاماً ارتقاء کارآئی و تراز تکاملی را موجب نمی شود نیز ارزش تامل ویژه ندارد .
4 - اینکه تعدد صفات  - به طرز تعریف نشده ای - معادل تعداد ژن های ژنوم نیست ، قابل توجه است.
لطفاً در یک مورد زیر به دقت تأمل فرمائید:
الف -  فرض کنید که برای تولید هر آنتی کر حداقل یک ژن ساختاری مورد نیاز باشد.
ب - علاوه بر آنتی ژن های موجود ، بسیاری آنتی ژن های دیگر وجود توانند داشت - که هنوز تولید نشده اند - .
ج - سیستم ایمنی به ازاء  هر آنتی ژن  - بالقوه - قادر  به تولید یک آنتی کور می باشد .
-- با یک محاسبه ساده معلوم می شود که در روند - یک ژن = یک زنجیره پپتیدی - نه تنها برای انبوه پرشمار  کنش های حیاتی ، بلکه حتی برای تولید کسری از پادتن های ممکن التولید ، ژن ساختاری در ژنوم انسانی وجود ندارد .
-- آیا هنوز باید به ریسمان نظریه یک ژن = یک زنجیره پلی پپتیدی چنگ زد و مسائل وابهامات زیستی را با آن حل کرد؟ و اگر این روند معیوب به بن بست رسید ، مثل آقای مت ریدلی و همفکران ایشان ، دست به دامان تأویل های ناموجه مشکوک و غیر منطقی شد ؟
--- یا شاید باید گفت موضوع حیات و فنومن هایش درعین سادگی بنیادین پیچیده تر از آن هستند به نطر می رسند .
---- نظرها و پیش فرض هائی برای توجیه علمی و نه توجیه اخلاقی و فلسفی پیچیدگی های مذکور وجود دارد و با تلاش خردمندان ، در فردائی روشن برای هر فرایند حیاتی توجیهی منطقی و علمی خواهد بود .
----- شایسته نیست در مواردی اینگونه ، خرافه پردازی به روش جدید و شبه علمی را - که با اهداف کاملاً مشخص ابداع می شوند -  بسط و گسترش داد و تبلیغ کرد .
------- من خود هرگاه به اینگونه وسوسه های واپس گرایانه  قرون وسطائی مبتلا می شوم ، به خود می گویم : ... نکته سربسته ندانی ، خموش !

ویرایش شده توسط amiry
IP IP ثبت شد
baghaei
عضو جديد
عضو جديد


عضویت : 27 اسفند 1383
محل اقامت: تهران
وضعیت حضور: غایب
پیغامها: 8
نقل قول baghaei پاسخbullet فرستاده شده : 9 خرداد 1384 ساعت 1:56 ب.ظ

من معتقدم ما هرقدر هم که در مسیر علم پیش برویم باز نمی توانیم به کنه ذات پدیده ها و موجودات این عالم برسیم و نمی توانیم با قطعیت راجع به این پدیده ها نظر دهیم .همانطور که برای مثال قوانین نیوتن سالها به عنوان قوانین متقن و خدشه ناپذیر در دنیای  علم مطرح بودند ولی انیشتین بر این قوانین خدشه وارد کرد.ویا در بحث مهندسی ژنتیک هنوز در بین دانشمندان نسبت به سالم یا مضربودن آن شک وجود دارد.ماهر قدر در علم پیش می رویم یا درمی یابیم که اشتباه رفته ایم یا در می یابیم که راهی نپیمو ده ایم.

من این مسیر علم را به این گونه قبول ندارم.چرا که اطمینانی به یافته های علمی نیست.پس نمی توان بر اساس آن حکم داد و آنرا پایه واساس زندگی قرارداد.چنانکه دنیای علمزده امروزی چیزی جز علم را قبول ندارد.هرچند انسانها به این بن بست رسیده اند ولی عزم اساسی برای اصلاح ندارند.

همانطور که معصوم فرموده اند هر علم درستی که در دنیا وجود دارد سرچشمه اش از اهل بیت است.علم اصیل و بی خدشه را فقط از معصوم می توان یافت .چیزی که ما از آن غافل بودیم تا اینکه غربیان برای ما صحت نظریات امامام ما را تائید کردند.

ما در پیمودن مسیر علم به فکر راهی تازه باشیم.نه ادامه راهی که غربیان در پیش گرفته اند.

IP IP ثبت شد
gregor mendel
عضو جديد
عضو جديد


عضویت : 1 اسفند 1384
محل اقامت: اردبيل
وضعیت حضور: غایب
پیغامها: 1
نقل قول gregor  mendel پاسخbullet فرستاده شده : 1 اسفند 1384 ساعت 7:39 ب.ظ
خوب بود
IP IP ثبت شد
aramiss
عضو جديد
عضو جديد


عضویت : 6 آبان 1388
وضعیت حضور: غایب
پیغامها: 11
نقل قول aramiss پاسخbullet فرستاده شده : 13 آبان 1388 ساعت 1:29 ب.ظ
مطلبی که گذاشتین عالی بود فقط میخوام بدونم طبق اخرین بررسی ها بالاخره تعداد ژن های انسان چند تا گزارش شده؟ البته با ذکر منبع
مرسی
IP IP ثبت شد
پاسخ به گفتگو شروع یک گفتگوی جدید
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

انتخاب تالار
شما نمی‌توانید بحث جدیدی را شروع کنید
شما نمی‌توانید به بحث‌ها پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیامهای خود را در این تالار حذف کنید
شما نمی‌توانید پیغامتان را ویرایش کنید
شما نمی‌توانید در این تالار صندوق رأی ایجاد كنید
شما نمی‌توانید رأی بدهید

Bulletin Board Software by Web Wiz Forums version 8.05a
Copyright ©2001-2006 Web Wiz Guide