موضوعات فعالموضوعات فعال  نمایش لیست اعضاءلیست کاربران  جستجوی تالارجستجو  راهنماییراهنمایی
  ثبت نامثبت نام  وارد شویدوارد شوید
بيوفيزيک
 انجمن زيست شناسان ايران - آموزش زیست شناسی : موضوعات تخصصی : بيوفيزيک
آیكون پیغام موضوع: مباني فيزيكيِ ماده ي زنده پاسخ به گفتگو شروع یک گفتگوی جدید
نویسنده پیغام
amiry
مدير تالار
مدير تالار


عضویت : 11 بهمن 1383
محل اقامت: آذربايجان شرقى
وضعیت حضور: غایب
پیغامها: 34
نقل قول amiry پاسخbullet موضوع: مباني فيزيكيِ ماده ي زنده
    فرستاده شده : 4 اسفند 1387 ساعت 6:53 ب.ظ
* انديشه هاي زيست شناختي، چونيِ ماده ي زنده و فرايند هايش را شامل مي شود، و نه چيستيِ بنيادي ماده را
* در بيانِ هرگونه اندیشه ي زيست شناختي، عناصرِ گزاره نما بايد با اصولِ منطقيِ حالتِ زنده مطابقت داشته باشند، و هر دال به روشنی و به دقت، بر مدلولِ خاصي دلالت داشته باشد، تا انديشه بی ابهام به مخاطب منتقل شود؛ ولو به بهای عدم رعایتِ برخی قواعدِ زبانِ رايج.
* یادداشت های زیر، برداشت های منطقی از مطالبی است که در هرکتابِ معتبر درسی می توان یافت، پس در این رابطه، ذکر مأخذ بر مطالبِ مندرج را وجهه یِ منطقی نیست
* انبوه يافته هاي علمي چنين مي نمايند كه، دانش سلولي‌ِمولكولي‌ / كه اساساً بر پايه یِ‌ علوم‌ شيمي‌ و فيزيك‌ استوار است‌ / چونیِ فرایند های حیاتی را، بی ابهام تواند تعریف کرد.
* انديشه هاي زيست شناختي اساساً و نوعاً حاويِ محمولاتِ فلسفي مي باشند، و نقدِ اين محمولات مستلزمِ ورود به گستره يِ منطق مولكوليِ خاصِ حالتِ زنده است؛ و نمی توان گزاره هايِ زيست شناختي را، به اعتبارِ معانيِ واژگان و ابزار هایِ زبان شناختی تحلیل کرد.
* نويسنده امیدِ آن دارد، كه اين يادداشت ها، به دقتِ تمام مورد نقادیِ خردمندان قرار گیرد. باشد كه نقدِ منطقي، منجر به ردِ باطل و اصلاحِ صادق گردد.


• جهانِ ممكنِ‌منطقي، مجموعه اي از سازه هاي ممكنِ متشكل از عناصرِ ممكن، و تبعاتِ آثارِ اين مجموعه است.
• عناصر، اساس ساختاري يكسان دارند، وسازه های ايجاد شده در اثرِ انتظامِ قانونمندِ ذراتِ زير اتمي هستند.
• مجموعِ انواعِ عناصرِ ممكن، مجموعِ‌ مشخصات و مختصاتِ ممكن را دارند.
• ايجادِ انبوه كثير و بسيارمتنوعِ سازه هاي مولكوليِ بالقوه ممكن، نتیجه یِ منطقیِ گرايشِ قانونمندِ عناصر به همدیگر است.
• عناصرِ ممکن، موقعیت های ممكنِ سازه هاي مولكوليِ ممكن را ايجاد مي كنند، و يك عنصر نمي تواند تصادفاً در هر وضعيت از هر سازه ي مولكولي واقع شود.
• با شناختِ مشخصات و مختصاتِ هرعنصر، شناختِ مجموعه ی وضعيت هاي ممكنِ آن عنصر در سازه هاي ممكنِ مولكولي، ممكن مي شود.
• چون آرايش ذرات زير اتمي در هيئتِ عناصر، و آرایشِ موقعيت هايِ ساختاریِ سازه هايِ مولكولي تغيير پذير اند، پس تداومِ ثباتِ موجودات، منطقي و منتظَر نيست.
• قانونمندیِ عناصر در گرایش به همدیگر و به سازه های مولکولی، نتیجه ی الزامِ مشخصات و مختصاتِ عناصر در محدودیتِ قرار گرفتن در وضعیت هایِ ممکنِ سازه های مولکولی است، و این قانونمندی از خارج بر عناصر تحمیل نشده است.
• مجموعه ی قانونمندیِ منطقیِ متأثر از مشخصات و مختصاتِ عناصر، ثابت وجبلیِ عناصر است و هیچ جزءِ آن کاستنی، و هیچ جزء جدیدی برآن افزودنی نیست.
• وضعيت هاي سازه هاي مولكولي و فوق مولكولي، محصولاتِ تشكّل هايِ منطقيِ عناصرِ تشكيل دهنده ي وضعيت ها هستند، و مشخصات و مختصاتِ ممكنِ منطقيِ متاثر از تشكّلِ عنصري خود را دارند، و بر این اساس، مجموعه ي تعاملاتِ منطقيِ مشخص، در قبالِ وضعيت هاي سازه هاي مولكولي و فوق مولكولي مجاور توانند داشت.
• مجموعه ي اشكالِ فضاييِ موقعيت هاي هر نوع سازه ي مولكولي، اختصاص به همان نوع سازه ي مولكولي دارند.
• هر سازه یِ مولکولیِ منطقیِ ناموجود، بالقوه واقعي است، آنچنان که هر سازه ی مولکولیِ واقعي منطقی است.
• واقعی بودنِ سازه هایِ مولکولیِ منطقی، نیازمندِ شناخته شدنِ آن توسطِ هیچ فاعلِ شناسا نیست.
• منطقی بودنِ یک سازه ی مولکولی، مبتنی بر قانونمندیِ تعاملِ عناصرِ تشکیل دهنده ی آن است، و ربطی به ذهنیت های فاعلِ شناسا ندارد.
• تصورِ ذهنیِ وجودِ سازه هاي مولكوليِ نامنطقي ( با قانونمندی های جعلی ) ممكن نيست، هم از آن سان كه تَکوّنِ سازه ي مولكوليِ مغایر با قانونمندي هایِ منطقیِ ماده ي بسيط، متصور و ممکن نيست.
• با تصویرِ واقعيِ كامل و منطقيِ هر سازه ي مولكولي، واكنشِ منطقی آن سازه، در شرايط محيطيِ معلوم، با هر سازه يِ مولكوليِ مشخص، تعريف شدني است.
• در تصویرِ واقعيِ كامل و منطقيِ يك سازه يِ مولكولي، علاوه بر اشكالِ فضاييِ ممکنِ سازه، و آرايش و پراكنش بارهاي الكتريكيِ موقعيت هاي مختلفِ سازه، مجموعه يِ پيوند هايِ عناصرِ تشکیل دهنده یِ سازه و قدرت چرخشِ پيوند ها و ميزانِ انعطاف پذيريِ موقعيت هاي مختلفِ سازه، تعريف شده است.
• مجموعه ي كُنش هاي هر سازه ي مولكولي، متأثر از مجموعه ي اشكالِ فضايي و آرايش و پراكنش بار الكتريكيِ مجموعه ي موقعيت هاي آن سازه ي مولكولي، و مجموعه ي اشكالِ فضايي و آرايش و پراكنشِ بار الكتريكيِ موقعيت هاي سازه هاي مولكولي، و ريز يون هايِ عنصريِ مجاور، و ميزان تحركِ آن سازه و سازه هایِ مجاور است.
• ميزانِ تحركِ سازه هاي مولكولي مجاور / در يك بازه ي منطقي / منجر به برقراريِ مجاورت هايِ بهينه ي آن سازه هايِ مولكولي مي شود؛ و در چنين شرايطي، تعاملِ ساختارها و آرايش هاي الكتريكيِ مكملِ موقعيت هاي مجاور ( از سازه هاي مولكولي مجاور ) عملي مي شود.
• موجوداتِ زنده‌، سيستم هايِ بازِ ‌مُبّدِلِ انرژي‌ و ماشين هايِ‌ قانونمند ي هستند، كه‌ عملكردِ منطقي آن ها، در مبانیِ بیوشیمیایی و بیوفیزیکی، با قوانين‌ شيمي‌ و فيزيك‌ قابل تعريف مي باشند.
• نظمِ سیستم های زنده، اساساً ناشی از بهینگیِ ساختارِ بیومولکول ها و بهینگیِ تعاملِ منطقیِ بیومولکول ها با همدیگر و با موادِ و ترکیباتِ محیطی است.
• سیستم های زنده‌، به‌ قيمت‌ افزايش‌ هر چه‌ بيشترِ بي‌نظمي‌ در محيط‌، خود را / تا حدِ ممکن / چونان‌ جزيره هاي‌ منظم‌، در جهانِ‌ بي‌نظم‌ شونده تر، حفظ‌ مي‌كنند؛ و اين گرايش به نظم، نتيجه ي منطقيِ تعاملِ منطقيِ بيومولكول ها با همديگر و با سازه هايِ غيرِ بيومولكوليِ پيراموني است.
• همكاري‌ و هماهنگي‌ اجزاي سيستم‌هاي‌ زنده، كه موجب‌ افزايشِ‌ بازده‌ سيستم‌ مي باشد، مستلزمِ محدودیتِ استقلالِ‌ اجزايِ سیستم است.
• اعمالِ حیاتی، پروسه های منطقیِ حفظِ حالت زنده هستند و هرگونه انحراف از مشیِ منطقی آن ها، کمابیش منجر به بروز اختلال در سیستم وحذفِ حالتِ زنده تواند شد.
• تصورِ وجودِ سیستمِ زنده ای که بدواً قادر به اجرای یکی از اعمالِ حیاتیِ اصلی نباشد ممکن نیست، لکن وجودِ سیستمِ زنده ای که بدواً قادر به اجرای برخی اعمالِ حیاتیِ فرعی نباشد، ممکن است.
• ساختار هر سيستمِ زنده، نتيجه ي اجتماعِ بهینه یِ مولكول هاي‌ حياتي، و عملكردِ هر سيستمِ زنده، نتيجه ي منطقيِ واكنش‌هاي‌ بيوشيمياييِ‌ فی مابینِ اجزای ساختاريِ آن‌ است‌؛ و هرگونه تغييراتِ‌ شيميايي‌ و فيزيكي‌ِ واقع در سيستمِ زنده، منطبق بر قوانين‌ شيمي‌ فيزيك‌ هستند.
• چنین نیست که هر گروه دلخواه یا تصادفیِ عناصر، مشخصات و مختصاتِ بایسته یِ شرکت در وضعیت های سازه های مولکولی حیاتی را دارا باشند.
• معدودي‌ از كّلِ عناصرِ طبيعيِ موجود در پوسته ي زمين / C،N،O وH /، در ايجادِ سازه هاي مولكوليِ ماده ي‌ زنده‌ نقش اساسی دارند، و شایسته ترین عناصر ممکن، برای ایجادِ سازه های مولکولیِ حیاتی می باشند؛ و سازه هايِ مولكوليِ‌ حياتي‌، شايسته‌ترين‌ سازه هايِ مولكوليِ‌ ممكن‌، براي‌ اجراي‌ فرایندهاي‌ حياتي‌ هستند.
• سازه هاي مولكوليِ حياتي، با پيوند هاي انعطاف پذيرِ بين اجراي خود، هريك، آرايش هاي شكليِ ممكنِ كمابيش كثير توانند داشت، كه اكثراً فقط با يكي از اين آرايش ها، عملكردِ حياتي دارند.
• آب، نظم دهنده يِ اساسيِ سازه هاي مولكولي حياتي است، و اتخاذِ آرايشِ فعال را، در کمترین زمانِ ممکن، بر ساختارِ اولينِ مولكول هاي حياتي تحميل و آن هارا فعال مي كند، لذا چُنين مي نُمايد كه بي حضور و دخالتِ آب، بروزِ پروسه هاي حياتي ممكن نباشد.
• سازه هاي مولكوليِ‌ حياتي، فرآورده‌هاي‌ انتخاب‌ِ طبيعي‌ هستند.
• در روندِ انتخاب طبیعی، بهینه بودنِ تناسبِ ساختارِ یک جزء، منجر به بهینَگیِ تعاملِ آن جزء با سایر اجزاء، و ارتقاء کارایی و توانمندیِ مجموعه می شود، پس جزء بهینه و مجموعه ی کارآمد، تاحضور و دخالتِ جزءِ متناسب تر و مجموعه ی کارآ تر، پایا و فعال می ماند.
• در روندِ انتخابِ طبیعی، فاعلِ انتخاب گرِ، وجود و دخالت ندارد.
• هرگونه تغییرِ ممکنِ ناشی از بروزِ جهش در ماده ی وراثتی، در روندِ اجرای هر یک از پروسه های حیاتی، در هر سیستمِ زنده ممکن است. اگر تغییرِ جهشی منجر به کاهشِ کارایی پروسه ی حیاتی شود، حسبِ نوعِ پروسه ی حیاتی و درجه ی کاهشِ ترازِ کارایی، منجر به حذف حالت زنده، و یا وقفه ی تکاملی سیستم می شود. و اگر تغییرِ جهشی منجر به افزایشِ کارایی پروسه ی حیاتی شود، حسبِ نوعِ پروسه ی حیاتی و درجه ی افزایشِ ترازِ کارایی، منجر به ارتقاءِ کیفیتِ حالت زنده، وارتقاءِ ترازِ تکاملیِ آن سیستم زنده می شود.
• تغییر پذیریِ ماده ی وراثتی و تنوعِ شرایط محیطی، از فجرِ حیات تا کنون، منجر به بروزِ انبوه بیشماری ازحالاتِ ممکنِ سیستم های زنده و شبه زنده شده است، که اکثراً به علتِ نقص یا عدمِ کفایتِ اجزاء سیستم، قادر به اجرا، یا ادامه یِ اجرایِ اعمالِ حیاتی نبوده و حذف شده اند.
• اندک سیستم هایِ زنده ی موجود، انواع ِواجدِ ابزار های لازم، برای اجرای مداومِ اعمالِ حیاتی هستند، که علی رغمِ اثرِ نیروهای حذف کننده، باقی مانده اند؛ و در واقع هر يك ازگونه هاي زنده، حسبِ درجه ی سازمان یافتگیِ خود، مناسب ترین سیستم هایِ ممکنِ فعلی هستند.
• پویاییِ حیات، نتیجه ی تعامل ها و تقابل های منطقیِ ماده ی زنده یِ انعطاف پذیر و عواملِ مادی و تبعِ مادیِ محیطی است، پس در صورت شناختِ جمیعِ عواملِ دخیل، کلیاتِ فرایند ها و مسیرهای ممکنِ تطور و تکوّنِ آن ممکن است بالقوه پیش بینی پذیر باشد، لکن این پیش بینی پذیری، به معنیِ تکوینِ سناریویِ پیش فرض نیست.
IP IP ثبت شد
پاسخ به گفتگو شروع یک گفتگوی جدید
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

انتخاب تالار
شما نمی‌توانید بحث جدیدی را شروع کنید
شما نمی‌توانید به بحث‌ها پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیامهای خود را در این تالار حذف کنید
شما نمی‌توانید پیغامتان را ویرایش کنید
شما نمی‌توانید در این تالار صندوق رأی ایجاد كنید
شما نمی‌توانید رأی بدهید

Bulletin Board Software by Web Wiz Forums version 8.05a
Copyright ©2001-2006 Web Wiz Guide